جزئیات تازه از ببین لطفا
-
تاریخ: 1405/4/31 ساعت: 4:05
در این مطلب، جزئیات مربوط به «ببین لطفا» ارائه شده است.لطفا ببین، این حال من استهمه ی کارای خوب رو می دونم چیه، اما انجام نمیدمهیچ انرژی برای انجامشون ندارمخیلی خستمورزش، شنا، پیاده روی، امیدواری، محبت، دوست داشتن، طبیعت گردی....همه ی فرصت ها داره میسوزهمثه زبان...مثه موسیقی...مثه نقاشی...هیچ چیز دی...
ماجرای هلن کلر
-
تاریخ: 1405/4/31 ساعت: 4:05
در این مطلب، جزئیات مربوط به «هلن کلر» ارائه شده است.وقتی بد قلق میشم یاد هلن کلر می افتموقتی بهانه می گرفت و زمین و زمان رو میدوخت بهماز شدت سیاهی دورش هیچ پناهی نداشت و البته سیاهی ذهنشعروسک هاشو پرت می کرد به سمت همهتا اینکه معلمش اومد و دستشو گرفتولش نکرد تا روزی که مردو بهش یاد داد که چطور با و...
جزئیات تازه از یکی بود یکی نبود
-
تاریخ: 1405/4/31 ساعت: 4:05
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «یکی بود یکی نبود» را در ادامه بخوانید.یکی بود یکی نبودغیر از خدا هیچ کس نبودیک دختری بود خیلی تنها بودیک داداشی داشت که خیلی مهربون بودتو دنیا از همه بیشتر اون تو دلش بودغیر از داداشش کسی محرمش نبودهمیشه با اون بودحتی وقتی نبود هم به یاد اون بودکسی باورش نمی شد که تو ق...
شب ساختگی
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:26
دیشب با افتخار گفتی اون شب ساختگی بود شب رو ساختی! ولی من رو ویرانه کردی نمی دونم میشه ویرونه را ساخت یا نه؟ اما اگر قلب بشکنه دیگه ساخته نمیشه ساخته هم بشه قلب یخی میشه نوشته شده توسط بهار در 11:33 | لینک ثابت •
ببین لطفا
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:26
لطفا ببین، این حال من است همه ی کارای خوب رو می دونم چیه، اما انجام نمیدم هیچ انرژی برای انجامشون ندارم خیلی خستم ورزش، شنا، پیاده روی، امیدواری، محبت، دوست داشتن، طبیعت گردی.... همه ی فرصت ها داره میسوزه مثه زبان... مثه موسیقی... مثه نقاشی... هیچ چیز دیگه برای من معنا دارد خیلی سخته تو جهانی باشه ک...
قلمم مرا بخش!
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:26
از قلمم شرمنده ام که مدتی است فقط غم می کارم و اندوه برداشت می کنم حتما یادش هست که روزی جوانه ی شادی می نگاشتم و امید می ساختم مرا ببخش برای این همه فاصله نوشته شده توسط بهار در 12:8 | لینک ثابت •
هلن کلر
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:26
وقتی بد قلق میشم یاد هلن کلر می افتم وقتی بهانه می گرفت و زمین و زمان رو میدوخت بهم از شدت سیاهی دورش هیچ پناهی نداشت و البته سیاهی ذهنش عروسک هاشو پرت می کرد به سمت همه تا اینکه معلمش اومد و دستشو گرفت ولش نکرد تا روزی که مرد و بهش یاد داد که چطور با وجود کرو کورو لال بودن با دنیا ارتباط برقرار کنه...
همه به جای خود
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:26
وقت تصمیم است! وقت شروع دوباره وقت خانه تکانی وقت همرنگ نشدن با همه وقت متفاوت بودن شاید پنجره ای باز شود و نسیمی بوزد باید گلدانها را آماده کرد تا بهار مهمانشان شود بهاری به خشبویی مهربانی نوشته شده توسط بهار در 9:53 | لینک ثابت •
کدام قلب
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:26
به راستی کدام قلب سنگین تر است؟ قلبی که دوست داشتنی دارد یا قلبی که دوست نداشتنی؟ دوست داشتنی ها سنگینی قلب نیستند، سبکش میکنند مثل پر سفید و ساده و پاکند این دوست نداشتنی ها اند که تیرگی می آورند و جدار قلب را می پوشانند نوشته شده توسط بهار در 9:57 | لینک ثابت •
من از تو بدترم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:26
خوب می دانم که زندگی حواس جمع می خواهد انجام کارهایی که به هیچ کدام به صورت کامل علاقه نداری تکراری می شوی تکراری می بینی و تکراری حاصل تکرار همیشه است همیشه به تو می گویم صبور باش اما خود از همه عجولترم از اینکه به سختی قبول می کنی که باید همه چیز را بپذیری گاها ناراحت میشوم اما می دانم خودم از تو ...
یکی بود یکی نبود
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:26
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود یک دختری بود خیلی تنها بود یک داداشی داشت که خیلی مهربون بود تو دنیا از همه بیشتر اون تو دلش بود غیر از داداشش کسی محرمش نبود همیشه با اون بود حتی وقتی نبود هم به یاد اون بود کسی باورش نمی شد که تو قلبش فقط اون بود یک شب که خیلی تاریک بود بین اونا هم تا اون شب...
امروز من هم نمناکم
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:25
باران بارید باران نم نم بارید باران با تگرگ بارید ... آری امروز اینجا بارانی است هوا صاف است و زمین پاک هوای آنجا چطور است؟ امروز کسل بودی و به خاطر سرماخوردگی در منزل هستی من از همه بیشتر به عیادتت می اندیشم و امان از محدودیت ها هرچه بیشتر بخواهمت باید ساکتتر باشم کمتر ببینمت و کمتر مهربانی کنم می
سبزینه
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:25
سبزینه تمام زخم های درونم شکافته شده تمام بخیه ها را پاره کردی زخمهایی که مدت ها خواب بودند سر بازکرده و بی وقفه بر گریه ام می خندند با کدام مرهم خوابشان کنم؟ وقتی تو خود بر آنها نمک پاشیدیو ذره ذره آن ها را شکافتی مرهمم کو؟ هوا ابری است و من بارانی من از هوا ابری ترم خیسم ترم چترم بارانی است در م
سکوت
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:25
سکوت چه ساکت است سکوت اما برای من سخت و خشن و بی رهم است چونان هیاهویی است که نظیرش را ندیده ام در سکوت تمام درها باز می شود سکوت من دوست من نیست پنجره ای است عمیق رو به یاس و نیستی زمان در حرکت است و من در زورق بشکسته ی سکوتم جاری و بی پروا میرانم تا انتهایش را بیابم و ببارم + نوشته شده در شنبه
انگیزه
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:25
انگیزه چیست؟ مخلوطی است از شادی، هیجان و هدف برای من انگیزه اینگونه تعریف می شود و اینگونه در قاب زمان می نشیند و ساعت ها، روزها، ماه ها و سالهایم را می سازد انگیزه خریدنی نیست به هیچ قیمتی نمی توان انگیزه ی کسی را خرید انگیزه یک هدیه است یک شکفتن و یک جوشش برای رسیدن انگیزه تپشی است ممتد و هدف جری
چسبندگی
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:25
تو مثل یک آدامس مزاحم که به لباست چسبیده باشه، من را با ناخنت کندی! من باز خودمو مثل یک عطر خوشبو چسبوندم به وجودت و همراهت شدم! فقط نمی دونم کی بوی من می پره! + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 12:46 توسط بهار |
خاطره
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:25
از دوست داشتنت منعم کردی! از دوست داشته شدن هم گذشتم! خاطرت را هنوز بی وقفه دوست دارم! + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 13:12 توسط بهار |
تولد
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:25
تولد داستان عجیبی است خاطره ای است از دیروز، تا امروز و حتی فردا کودکانه، می خندی بزرگانه می فکری و اکنون در آینه به دنبال خودت می گردی! تا ترسیم کنی مسیر سبزت را از بودن تا شدن! + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 13:17 توسط بهار |
قلب سنگی
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 11:25
وقتی آخرین نفری که دوستش داشتی برود خیلی سرد میشوی مثل گدازه های سنگ شده بعد از فروکش آتشفشان که بازماندگان مظلوم و ساکت یک جوشش اند چه کسی باور می کند که یک تکه گدازه، زمانی مذابی نرم، آتشین و شعله ور بوده است؟ و این قلب من است که سنگینتر شده چون سنگ وقتی کسی را برای دوست داشتن نخواهد + نوشته شده د...