در این مطلب، جزئیات مربوط به «ببین لطفا» ارائه شده است.لطفا ببین، این حال من استهمه ی کارای خوب رو می دونم چیه، اما انجام نمیدمهیچ انرژی برای انجامشون ندارمخیلی خستمورزش، شنا، پیاده روی، امیدواری، محبت، دوست داشتن، طبیعت گردی....همه ی فرصت ها داره میسوزهمثه زبان...مثه موسیقی...مثه نقاشی...هیچ چیز دیگه برای من معنا داردخیلی سخته تو جهانی باشه که از دید همه خوبی اما خودت را دوست نداشته باشیلب جوب آب باشی و آب برات زیبا نباشهصدای موسیقی گنجشک ها رو بشنوی اما نخوای به خاطر بسپاریاین یعنی ته دنیاجایی
برچسب:
نویسنده: غزل نظری
در این مطلب، جزئیات مربوط به «هلن کلر» ارائه شده است.وقتی بد قلق میشم یاد هلن کلر می افتموقتی بهانه می گرفت و زمین و زمان رو میدوخت بهماز شدت سیاهی دورش هیچ پناهی نداشت و البته سیاهی ذهنشعروسک هاشو پرت می کرد به سمت همهتا اینکه معلمش اومد و دستشو گرفتولش نکرد تا روزی که مردو بهش یاد داد که چطور با وجود کرو کورو لال بودن با دنیا ارتباط برقرار کنهدستشو گرفت و بهش حرف زدن و نوشتن و خوندن یاد دادهمیشه می دونم تو مثل اون معلمی و تنهام نمیذاریتو بهترین و بینظیر ترین کسی هستی که منو میشناسهکسی که میتون
برچسب:
نویسنده: غزل نظری
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «یکی بود یکی نبود» را در ادامه بخوانید.یکی بود یکی نبودغیر از خدا هیچ کس نبودیک دختری بود خیلی تنها بودیک داداشی داشت که خیلی مهربون بودتو دنیا از همه بیشتر اون تو دلش بودغیر از داداشش کسی محرمش نبودهمیشه با اون بودحتی وقتی نبود هم به یاد اون بودکسی باورش نمی شد که تو قلبش فقط اون بودیک شب که خیلی تاریک بودبین اونا هم تا اون شب هیچ غمی نبوداینقدر میونشون خوب بودکه تو این شهر مثه اونا و ایده هاشون نبوداما اون شب خیلی بد بودداداش دختر دیگه باهاش مهربون نبودهمه درا بست
برچسب:
نویسنده: غزل نظری
دیشب با افتخار گفتی اون شب ساختگی بود
شب رو ساختی!
ولی من رو ویرانه کردی
نمی دونم میشه ویرونه را ساخت یا نه؟
اما اگر قلب بشکنه دیگه ساخته نمیشه
ساخته هم بشه قلب یخی میشه
برچسب: ساختگی,
نویسنده: غزل نظری
از قلمم شرمنده ام که مدتی است
فقط غم می کارم
و اندوه برداشت می کنم
حتما یادش هست که روزی جوانه ی شادی می نگاشتم
و امید می ساختم
مرا ببخش برای این همه فاصله
برچسب: قلمم,
نویسنده: غزل نظری
برچسب:
نویسنده: غزل نظری
وقت تصمیم است!
وقت شروع دوباره
وقت خانه تکانی
وقت همرنگ نشدن با همه
وقت متفاوت بودن
شاید پنجره ای باز شود و نسیمی بوزد
باید گلدانها را آماده کرد تا بهار مهمانشان شود
بهاری به خشبویی مهربانی
برچسب:
نویسنده: غزل نظری
به راستی کدام قلب سنگین تر است؟
قلبی که دوست داشتنی دارد یا قلبی که دوست نداشتنی؟
دوست داشتنی ها سنگینی قلب نیستند، سبکش میکنند
مثل پر سفید و ساده و پاکند
این دوست نداشتنی ها اند که تیرگی می آورند و جدار قلب را می پوشانند
برچسب: کدام,
نویسنده: غزل نظری
برچسب: بدترم,
نویسنده: غزل نظری
برچسب: نبود,
نویسنده: غزل نظری
برچسب:
نویسنده: غزل نظری
برچسب:
نویسنده: غزل نظری
برچسب:
نویسنده: غزل نظری
برچسب:
نویسنده: غزل نظری